دل
هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد
دل نفرین شده ی ماست که تنهاست هنوز
روزي كه دلم پيش دلت بود گرو
دستان مرا سخت فشردي كه نرو
وقتی كه دلت به ديگري مايل شد
كفشان مرا جفت نمودي كه برو ![]()
من آهنگ غريب روزگارم
غمي در انتهاي سينه دارم
تمام هستي ام يك قلب پاك است
كه آن را زير پايم مي گزارم

روز گاري است كه من طالب ديدار توام
فكر من باش در اين غصه گرفتار توام
من شنيدم كه طبيب دل بيماراني
پس طبيب دل من باش گرفتار توام
خوابيدي تو بال موج ها
كاش مي شد بودم كنارت
تو به دريا دل سپردي
من تو ساحل چشم براهت ![]()
سلام