به باغ قسم

 

بی تو غنچه ها دلتنگ

 

برگها همه سال رنگ پاییزندبه باد قسم

 

بی تو بیدها مجنون

 

سیب ها همه کال از درخت می افتند

 

 

                             

 

 

دوستی مثل ایستادن روی سیمان خیس است

 

هر چقدر که بیشتر توش بمونی سخت تر

 

می تونی جدا شی

 

و اگر هم بتونی بیرون بیای جای

 

ردپاهات حتما باقی می مونه

 

 

      

 

 

ای کاش گل بودی و از باغچه می چیدمت

 

یا که طلوعی بودی و از پنجره می دیدمت

 

ای کاش چشمانت ضریحی داشت چون رنگین کمان

 

هر وقت باران می بارید از دور می بوسیدمت