تو رو خدا صـدام نکن خوابتو داشتم مي ديــدم
اطلسی های عاشق و ازگـل لبهات مي چيدم
تو رو خدا صدام نـکن تو خواب تومهربون تري
دست منو مي گيري و با خود به ابرها مي بري
هزار تا آسمون واسم ستاره ها رو مي شماري
ماه و مياري رو زمين جاش منو اونجا مي ذاري
چقد تو پاک و مهربون تو خواب من پا مي ذاري
بيدار مي شم تو مي ري و باز منو تنها مي ذاري
تو رو خـدا به جـون من خوابم و از چشام نگير
تو جون بخواه منم مي دم ، خوابمو از چشام نگير
تو رو خدا صدام نکن خوابت و داشتم مي ديدم
اطلسي هاي عاشقو ازگل لبهــات مي چيدم
+ نوشته شده در شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۶ ساعت 23:36 توسط عسل و آرمیتا
|
سلام